ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )

131

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )

ترس و محروميّت باقى مىماند . حكمت نيز چنين است . چون دو حالت دارد يا جويندهء حكمت آن را مىيابد يا خير پس اگر آن را يافت به مقصدهاى كلَّى و ديگر اغراض خود رسيده است . و اگر آن را نيافت در حالى كه با آن قصد نزديك شدن به خشنودى خداى تعالى را دارد و آماده است كه به وسيلهء آن نعمتهاى جاويد را در جوار مقدس حق بپذيرد پس تحصيل زيان كرده و كوشش هدر رفته و از آنچه حكمت وسيلهء رسيدن به آن است محروم شده است . پس در واقع حكمت گمشده اى است . و چه گمشده اى امّا اين كه حكمت را اختصاص به مؤمن داده است به اين دليل است كه غير مؤمن يا باور ندارد يا معصيت كار است . امّا آن كه تصديق كننده نيست پس تكذيب كردن او با طلب كردنش سازگار نمىباشد چون برترين جزء حكمت ، شناختن آفريدگار است و كسى كه وجود او را تكذيب مىكند چگونه طالب شناخت اوست همچنين نافرمانى گنهكار در حال نافرمانيش با طلب او مخالف مىباشد و اين امرى آشكار است . پس آنچه از اين كلمه فهميده مىشود همين است . خداى متعال پايان كوشش ما را در طلب حكمت قرار دهد تا آن را بيابيم و به آن كه منادى شناخت حكمت است ما را راهنمايى كند و ما را به شناخت حكمت و كسانى كه آن را از روى صدق و راستى شناخته‌اند دلالت نمايد . و به آنها كه از روى يقين بر اسرار و رموز حكمت آگاهند رهنمون شود كه توفيق دهنده اوست . كلمهء نوزدهم گفتار آن حضرت ( ع ) : المرء عدّو ما جهله ( 1 ) : مرد دشمن آن چيزى است كه نداند . شارح گويد : عداوت كينه اى راست است كه با آن مىكوشد تا وسايلى را كه شخص مورد كينه را مىآزارد گرد بياورد و كار شرّى را كه ممكن است نسبت به او انجام

--> ( 1 ) سيّد رضى ( ره ) در باب سوّم نهج البلاغة اين كلمه را بدين عبارت نقل كرده است : « النّاس اعداء ما جهلوا » و ابن ميثم در شرح نهج البلاغه ، چاپ اوّل صفحه 604 ، در شرح آن چنين فرموده است : لازمهء نادان بودن به چيزى آن است كه نمىتواند ، فايدهء دانستن آن را تصوّر كند در نتيجه اين باور برايش حاصل مىشود كه فراگيرى آن سودى ندارد لذا از ياد گرفتن آن پرهيز مىكند . آن گاه بر آن پرهيز و دورى پافشارى مىنمايد . به اين كه علم بهترين فضيلتى است كه دانشمندان با آن بر نادانان مىبالند و با فضيلت علم بر عليه آنان و نقصان و سقوطشان از درجهء اعتبار حكم مىكنند با آن كه نادانان نيز به كمال علما بدان جهت اعتقاد دارند در نتيجه دورى كردن جاهلان از دانش و دانشمندان و دشمنيشان با فضيلت علم شدّت مىيابد .